قسمت 8
خیلی از رد کردن خواستگار بنایم خلاص نشده بودم که نفر بعد را عمو حسین معرفی کرد: برادر زن عمویم بود و عمو خیلی ازش تعریف میکرد، میگفت زندگی کن است مثلا پدرش میگوید برو سی سنگ قند بگیر میرود پانزده سنگ میگیرد.
من که وقتی عمو این حرفها را میزد انجا نمیماندم، حرفها را از تو مطبخ که بهترین جای خانه برای شنود بود، میشنیدم و بعد که ننه حرفش را وسط میکشید جواب میدادم( به چه دردی میخوره آدم اینقدر گدا(خسیس)، من مرد گدا نمیخام) خوب البته این یکی را حق داشتم، پدرم همیشه یک من یک من جنس میخرید ( یک من 3 کیلو ست )
به غیر از زمان دعوای بابا و ارباب توی فراوانی بزرگ شده بودم.
جدا از این مورد که فهمیده بودم خسیس است، کلا همه اینها بهانه بودند. طرف چارپادار بود یعنی چند تا خر داشت، خرها را ازش اجاره میکردند برای اینکه خاک به سر زمینشان ببرند یا اسباب کشی کنند یا هر کاری مثل این، بهر حال شغل پر درآمدی بود و این خواستگارم پولدار از کار در امده بود. ولی من مثل بقیه، او را هم نمیخواستم.
برای این خواستگار ننه دیگر تنها گیرم نیاورد و از من سئوالی نپرسید، خودش بدور از چشم من گفت که یک روز عصر بیایند.
روزی که مادر و خواهرش از در وارد شدند و صدای بفرما بفرمای ننه از دم در تا داخل خانه هم آم، همه چیز را فهمیدم، ننه دیگر نمیخواست بیشتر از این عروسیام را به تاخیر بیندازد. میخواست در عمل انجام شده قرارم بدهد. هیچ دختری حق نداشت در آن زمان روی حرف مادر و پدرش حرفی بزند وقتی که آنها میگفتند خوب است دختر میبایست بگوید چشم.
آنها که نشستند ننه بدو آمد و در حالی که چشم غرک خطرناکی میرفت گفت که چایی رو کنم، تخمه برشته کنم و خودم هم بیاورم پیش مهمانها. زغال انداختم داخل سماور، تخمه هم برداشتم و ریختم توی تابه ولی پاکشان نکردم، تخم آفتابگردان بدون پاک کردن پر از چوب و کلوخ بود، مخصوصا این کار را کردم! بعد از این که تفتشان دادم نمکها را بدون آب کردن ریختم توی تخمه ها ، نمکها تکهتکه تویشان داد میزد. در اولین نظر معلوم میشد که این تخمهها نه پاک شده اند نه درست تفت خوردهاند و به بدترین وجه هم شور شدهاند. خوب دیگر حالا که قرار بود ما آنها را پسندیده باشیم بگذار آنها دختر بد سلیقه این خانواده را نپسندند.
تخمهها را گذاشتم روی زمین رفتم توی حیاط و از دیوار خانه که کوتاه بود پریدم توی خانه همسایهمان. داشتم از دخترش قالی بافی یاد میگرفتم. رفتم سردار قالی.